محمود خندان میگوید: آن زمان فروشندگی لباسهای سربازی شغل غیرمعمولی نبود، مثل لباسهای دیگر خرید و فروش میشد و بازار فروشش هم داغ داغ بود.مشتریها شامل همه مردم بودند و از هر گروه و هر شغلی، کفش، پیراهن و حتی کاپشن سربازی را میخریدند و میپوشیدند.
محله رضائیه با ۵۰ هکتار وسعت، جزء ده محله کوچک مشهد است. این محله که در فاصله کوتاهی تا بارگاه منور رضوی قرار دارد، از قدیم به خاطر نزدیک بودن به حرم مطهررضوی یکی از محلهای مورد علاقه سکونت زائران و مجاوران بوده و به همیندلیل بعد از انقلاب رضاییه نامیده شده است. بخشی از این محله در گذشته حسینآباد قائنیها نام داشته است.
کوچه شهیدحسنی۱۵ در محله رضائیه مسیری پرتردد و یکطرفه است. وجود مدرسهها و دو زمین ورزشی و همچنین فضای سبز باعث شده است در چهار فصل سال و در اکثر ساعات روز، تعداد زیادی کودک و نوجوان از این معبر عبور کنند.
از سال۱۳۲۰ حسینآباد، رضائیه نام گرفت. آن سال حسین شجاع به همراه رحمان قارونی و ماشاءا... تقوی تصمیم میگیرند جایی را برای نمازگزاران و عزاداریهای محلی بنا کنند.
استاد نجفی آرایشگر قدیمی محله رضائیه از ۱۳ سالگی دست به قیچی بوده. بردارش علی شهیده شده و خودش نیز از جبهه و جنگ یادرگاری دارد و جانباز است.
سالهاست داخل مغازه کوچک برقکاری سید عباس طالبیان هم کار انجام میشود و هم دست آدمهای محتاج گرفته میشود.
اینجا رفتار بین همسایهها برادرانه و خواهرانه است. سالهای سال همزیستی، رابطهها را محکم و صمیمی کرده است. آنها آنقدر با هم جور هستند که فکر نقلمکان به نقطه دیگر به ذهنشان نمیرسد.
محمدصادق بخشی در سیوچهارسالگی فکرمیکرد قرار است با شغل کفاشی بازنشسته شود، اما ناگهان جرقه مشتریای که دانشجوی رشته ادبیات بود، باعث شد مسیری جدید برایش باز شود و او را به شاعری آیینی تبدیل کند.






